راهی که رفتنیه باید رفت
رد پاتو رو جاده ها حک کن
پای اصرار من نمون و برو
اگه گفتم بمون بهم شک کن
خودمو هی شکنجه میدم تا
برنگردم به اون روزایی که نیست
نگو جات خالیه عزیز دلم...
دلمو خوش نکن به جایی که نیست
تشنه بودم تو از رو دلسوزی
سرمو زیر آب میکردی...!
دست و پا میزدم رها باشم
دست و پا میزدی که برگردی
تو پر از خنده های یک نفره
من پر از گریه های بی شونه
خنده هات گریه های هر شبمه
خنده هاتو ببر از این خونه
همه دنیاتو زیر و رو کردم
اما جایی دیگه واسه من نیست
بار کج بودم و نفهمیدم
که تو تقدیر من رسیدن نیست
#میلاد_بانی
برچسب:
نویسنده: کارن رادمنش