چقد بی تفاوت شدی این روزا
یه چیزی بگو لعنتی،چت شده؟!
سکوتت صدامو گرفته ازم!
همهْ زندگیم فیلم صامت شده
تو اونقدر سردی که هر ثانیه
زمستون توو دستای تو گم میشه
روزایی که برفی میشه کوچه مون
واسم چهره ی تو تجسم میشه
نگات فرق کرده،نمیفهممت
واسه غربت من وطن نیستی
چرا مثل یه سایه پشت منی؟
چرا مثل کوه پشت من نیستی؟
همهْ شهر دیدن که میخوای بری
همهْ شهر دیدن کی چشماشو بست
پُلارو خراب کردی فِک میکنی
بازم واسه برگشتنت راه هست!
واسم تلخ خندیدی ترکت کنم
واست شور میزد دلم، پیر شد
میخواستم بمونی توو این رابطه
میخواستم بمونی ولی دیر شد...
#میلاد_بانی
برچسب:
نویسنده: کارن رادمنش